قهرمان ميرزا عين السلطنه

1661

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

است كه فرار كرده رفتند كه بسيار مايهء تشكر و امتنان شد . سرشير خوب با خيار بسيار سبز تازه آوردند . با كباب جوجهء سيد به مصرف رسيد . خوب بود يخ آورده بوديم زيرا اينجا هم يخ نگرفته بودند . دهنهء زيدر پنج ساعت و نيم به غروب مانده از ميامى سوار شديم . راه صاف بود . از ابراهيم‌آباد آب خوب برداشتيم . نيم فرسنگ از آنجا گذشته خرابهء دهنهء زيدر بود كه سوابق ايام يعنى تا سى سال قبل زوار را برحسب امر دولت در اين‌جا نگاه‌دارى كرده با توپ و سوار و سرباز اين دو سه منزل را روانه مىكردند كه . . . « 1 » تركمان قتل و غارت نكنند ، با وجود آن همه اوقات تركمان از نهب و غارت كوتاهى نمىكردند . قدرى از دهنهء زيدر گذشته داخل تپه ماهورهاى زياد مىشود و جاده بسيار تنگ مىگردد . اينجا را « كال‌طاقى » مىگويند . اول دزدگاه و محل غارت تركمان بود . تا دو فرسنگ كه آخر « كال‌گزى » مىشود از تمام منازل باوحشت‌تر بوده است . مملكتى را دادند متحيرم اين‌جا تعريف كنم از آن كسى كه تركمان و كل تركستان [ را ] كه هميشه ميدان مشق و جاى ترقى و تنزل قشون و صاحب‌منصب ايران و حكام خراسان بود از دست داد يا تكذيب كه يك مملكتى را دادند كه چهار فرسنگ راه ايمن شود . اين مسئلهء عمده را به ذوق سليقهء خواننده واگذار مىكنم كه درست از كم و كيف مطلب واقف شده بعد خود داند . . « 2 » . مياندشت بعد از دو ساعت و نيم طى مسافت در ماهورهاى كال‌طاقى به خود مكان كال رسيديم . اين‌جا هم طويله و اطاقى با قهوه‌خانه ساخته‌اند . فى الجمله زراعتى هم شده است . آبش شور [ ست ] و از يك ميدانى آب شيرين از چاه مىآورند . اسب عوض كرده جاى من عقب دليجان ، عصر آفتاب مىگيرد . ميل كردم در صندلى دليجان نزد سورچى بنشينم . خيلى راحت و خنك‌تر بود . سورچى هم اهل عباس‌آباد [ بود ] . از آن‌جاها خوب

--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا . ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل است .